کاش من بالشت زیر سرت بودم...
دورت بگردم خسته بودی و دراز کشیده بودی و سرت روی زمین مونده بود...
تو دلم بهت گفتم عاشقتم و دلم برات خیلی تنگ میشه...
بغضمو قورت دادم و اومدم بالا
ولی دل من همیشه تو همون چهارخونه ی آبی کنار ِقلبته...
♥️
+ الهی که خدا خستگی هات رو به من ببخشه...
راستی لیلی همیشه بیدار میمونه و به تو فکر میکنه...
و به صدای نفس هات ، حضورت و وجودت گوش ِ جآن میدم...
برچسب:
نویسنده: دانیال صادقی
برچسب:
نویسنده: دانیال صادقی
برچسب:
نویسنده: دانیال صادقی
برچسب:
نویسنده: دانیال صادقی
دنیام این روزا یه جور دیگه ست
کارهایی که تو عمرم انجام ندادم و دوس داشتم انجام بدم که یه مهندس واقعی باشم رو ، انجام میدم
با ابزار ها و دستگاه هایی که تا حالا کار نکردم و عمرا نمیتونستم داشته باشم ، کار میکنم
کلی تجربیات مختلف یاد میگیرم که اینقدر زیاده این تجربه ها که حتا فرصت نمیکنم بنویسم شون
همه غیر ممکن'>ممکن ها ممکن شدند و
.
.
.
هنوزم جای تو خالیه کنارم..
جای تو با هیچی پر نمیشه حتا اگه یه مهندس الکترونیک خیلی موفق باشم...
جای تو با هیچی پر نمیشه...
شیرینی الکترونیک رو میچشم و سختی هاشم ب جون میخرم...
همونطور که شیرینی عاشق تو بودن رو چشیدم و سختی هاشم ب جون خریدم...
+ مینویسم که یادم بمونه این روزا رو
هم سختی هاشو هم سختگیری ها رو ، هم مسیری که اومدم رو ، هم شیرینی ها رو
+ مینویسم که یادم بمونه چقدر عاشقتم و چقدر دلتنگتم و چه جوابی گرفتم از این همه عشق و احساس پاک و عمیق..
تو چی یادت میمونه..؟
+ امام رضا علیه السلام امام مهربونم ، من این شغل رو از جانب شما میدونم چون خواستید من نمیرم از غصه ... خواستید سرم گرم بشه و احساس موفق بودن تو رشته ی تحصیلیم رو هم تجربه کنم چیزی که سالها میخواستم ،
دلمم خودتون گرم کنید.. دلی که شکسته .. و شما خوب میدونید همه چی رو... و خوب میدونید من به هر کسی اعتماد نکردم
من به حرف مادرتون فاطمه زهرا سلام الله علیها اعتماد کردم..
:*..
+ دکترا هم باور کردن و دستگاه های پزشکی هم ثبت کردن چقدر دلتنگم و قلبم ضعیف میتپه و نفسم سخت در میاد ، ولی تو نه هنوز ... هنوز باورت نشده چقدر دوست داشتنی هستی برام..!
(Why
برچسب:
نویسنده: دانیال صادقی
خدایا خدایا
خدایی که همه ی کارات رو حکمت و حساب و کتابه
ی سوال دارم ازت
چرا از هر چی که مطمئنم ، نامطمئنم میکنی؟
چرا از هر چی که نامطمئنم ، مطمئنم میکنی؟
چرا به هر چی امیدوار میشم ، ناامیدم میکنی ازش؟
چرا از هر چی ناامید میشم ، امیدوارم میکنی بهش؟
چرا همه چی زیر و رو میشه...
چی درسته و چی غلط خدایا خدایا...؟
دیگه هیچوقت حالم خوب نمیشه تا جواب سوالامو ندی..
:*..
+ مهربان ارباب دلم میخاد بیام پیش تون از این همه سرگردونی و پریشونی راحت شم... حال بد دلم خوب بشه ، امید اول و آخر من شمایی امام حسین علیه السلام..
اولین حقوق مهندسیم رو گرفتم اولین قدم رو میرم ، دیگه بقیه اش با شما مهربان اربابم...
امید خانواده ام رو ناامید نکن...
گفتن یعنی ما هم بریم کربلا ، گفتم آره مگه ما با بقیه چه فرقی داریم...
برچسب:
نویسنده: دانیال صادقی
چادر مشکیمو در آوردم و چادر رنگی پوشیدم
جانمازمو که سالها پیش از راهیان خریده بودم در آوردم
مثل ی مرده نشسته بودم روبرومو نگاه میکردم و هیچی نمیدیدم
غم زده و دلسرد نشسته بودم تو صحن کوثر
زنده بودم و نبودم
بین جمعیت بودم و نبودم
تو این دنیا بودم و نبود
برچسب:
نویسنده: دانیال صادقی
دستم به بیداری ات که نرسید..
این بار خواهشم را عوض خواهم کرد
گوشه, ی دنجی در خوابهای آشفته ام قرار بزار..
❤️
برچسب:
نویسنده: دانیال صادقی
برچسب:
نویسنده: دانیال صادقی
بت شکن میشم
بت شکن میشم و این
بت ُ میشکنم
نه بت عشق و وفاداری رو ،
بت ناامیدی رو میشکنم
و
میام کنارت میشینم..
به چشمآی زلالت نگاه میکنم..
لبخند
میزنم..
و میگم :
عاشقتم بی نهایت❤
:)
برچسب:
نویسنده: دانیال صادقی
❤❤
هیچ گاه ارزش و اهمیت عشق را دست کم نگیرید، شاید عشق برایتان آب و نان نشود، ولی بدون آن هم خیلی فقیر
خواهید بود، فقری که با هیچ چیزی نمی توان جای آن را پر کرد.
برچسب:
نویسنده: دانیال صادقی
برچسب:
نویسنده: دانیال صادقی